
محمدجواد تندگویان؛ وزیری که یازده سال در اسارت ماند
خادمه شهدا شریفه بازیار-فاطمیرا
متن قطعه صوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی انسانها عمر کوتاهی دارند، اما نام و یادشان از مرزهای زمان عبور میکند. شهید مهندس محمدجواد تندگویان از جمله این انسانهاست؛ مردی که مسئولیت را در روزهای دشوار پذیرفت و سرانجام جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داد.
محمدجواد تندگویان در ۲۶ خرداد سال ۱۳۲۹ در محله خانیآباد تهران، در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش، حاج جعفر، کفاش بود و محمدجواد از همان دوران کودکی با آموزههای دینی و قرآنی آشنا شد.
او پس از پایان تحصیلات متوسطه، در سال ۱۳۴۷ وارد دانشکده نفت آبادان شد و در رشته مهندسی نفت به تحصیل پرداخت. دوران دانشجویی برای او تنها فرصتی برای کسب علم نبود؛ بلکه عرصهای برای فعالیتهای فرهنگی و مذهبی و مبارزه با رژیم پهلوی نیز به شمار میرفت. عضویت فعال در انجمن اسلامی دانشجویان و تلاش برای گسترش اندیشههای دینی، از فعالیتهای آن دوران او بود.
تندگویان در سال ۱۳۵۱ فارغالتحصیل شد و فعالیت حرفهای خود را در صنعت نفت آغاز کرد. اما فعالیتهای سیاسی و مذهبیاش باعث شد در آبان ۱۳۵۲ توسط ساواک دستگیر و به زندان محکوم شود. او پس از تحمل حدود یازده ماه حبس، آزاد شد و فعالیتهای شغلی خود را ادامه داد.
پس از آزادی، در شرکتهای مختلفی فعالیت کرد و مدتی نیز در رشت مسئولیت مدیریت تولید یک مجموعه صنعتی را بر عهده داشت. او همزمان به تحصیلات خود ادامه داد و در رشته مدیریت صنعتی و بازرگانی نیز دانش آموخت.
با پیروزی انقلاب اسلامی، تندگویان به وزارت نفت دعوت شد. در شرایطی که صنعت نفت کشور با مشکلات فراوانی روبهرو بود، مسئولیتهایی در مناطق نفتخیز جنوب بر عهده گرفت و برای ساماندهی فعالیتهای صنعتی و راهاندازی تأسیسات نفتی تلاش کرد.
سرانجام در مهرماه ۱۳۵۹، در دولت شهید محمدعلی رجایی، به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شد و مسئولیت این وزارتخانه را پذیرفت. اما دوران وزارت او بسیار کوتاه بود. در روز نهم آبان سال ۱۳۵۹، هنگامی که برای بازدید و بررسی وضعیت پالایشگاه آبادان عازم جنوب بود، در جاده ماهشهر به آبادان، به همراه چند تن از همراهانش به اسارت نیروهای عراقی درآمد. از آن روز، فصل طولانی و تلخ اسارت او آغاز شد؛ اسارتی که یازده سال به طول انجامید.
در طول این سالها، خبرهای دقیقی از وضعیت او در دسترس نبود. گزارشهایی از زنده بودنش در سالهای نخست اسارت و تحمل فشارها و شکنجهها منتشر شد. حتی گفته شده بود که او از پیروزی رزمندگان در آزادسازی خرمشهر آگاه شده بود.
سرانجام پس از پایان جنگ و سالها بیخبری، پیکر او در آذرماه سال ۱۳۷۰ به ایران بازگردانده شد و در قطعه ۷۲ تن بهشت زهرا به خاک سپرده شد. درباره زمان دقیق و چگونگی شهادت او روایتهای متفاوتی مطرح شده است؛ اما آنچه روشن است، سالهای طولانی اسارت و بازنگشتن او از زندانهای عراق است.
شهید محمدجواد تندگویان تنها یک وزیر نبود؛ او مهندسی جوان بود که در روزهای پرآشوب آغاز انقلاب، مسئولیت سنگین اداره صنعت نفت کشور را پذیرفت و در نخستین ماههای جنگ، در مسیر انجام وظیفه به اسارت درآمد.
نام او یادآور مردی است که مسئولیت را فرصتی برای خدمت میدانست، نه امتیازی برای آسایش.
روحش شاد و یادش گرامی باد.